صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
344
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
پيامبر و مسلمانان مبارزه كردهام كه مىبينيد . و در دم جان به جان آفرين سپرد . اين داستان را براى پيامبر بيان كردند . گفت : او ، اهل بهشت است . ابو هريره مىگويد : اصيرم هرگز در راه خدا نمازى به جا نياورده بود ، [ حال آن كه گوى سبقت ربود ] . ( 1 ) در ميان زخمىها مردى را به نام قزمان يافتند ، كه همچون قهرمانان مبارزه كرده و به تنهايى هفت يا هشت تن از مشركان مكه را كشته بود . ديدند كه زخمى شده است . وى را به خانهء بنى ظفر بردند و مسلمانان به او بشارت [ پاداش اخروى ] دادند . در جواب گفت : به خدا ، من به خاطر افتخار نياكانم جنگيدهام و اگر براى افتخار آنان نبود نمىجنگيدم . اين مرد وقتى دردش فشار آورد خودكشى كرد . هرگاه نام او را نزد پيامبر مىآوردند ، مىگفت : قزمان اهل دوزخ است . « 1 » اين است ، فرجام آن كس كه در راه دين قدم بر ندارد . . . ( 2 ) يكى ديگر از كسانى كه در نبرد احد كشته شده بود ، « مخيريق » يهودى از طايفهء بنى ثعلبه ، پسر فطيون نام داشت . [ هنگامى كه مسلمانان به احد رهسپار شدند ] به قومش گفت : اى گروه يهود ! به خدا مىدانيد كه پشتيبانى از محمد بر شما حقّ واجبى است . گفتند امروز روز شنبه است . گفت : مباركتان مباد . شمشير و ساز و برگ نبردش را برگرفت و گفت : [ من به جنگ مىروم ] اگر بازنگشتم ، اموالم از آن محمد است كه هر نوع تصميم بگيرد ، اختيار دارد . سپس به راه افتاد و جنگيد تا كشته شد . پيامبر مىفرمود : مخيريق ، بهترين يهود است . « 2 » ( 3 ) جمعآورى و خاك سپارى مبارزان پيامبر در جمعآورى كشتگان حضور يافت و گفت : من گواه اين [ مردان الهى ] ام و هر كس در راه خدا مجروح شده باشد ؛ خدا او را روز قيامت زنده مىكند كه خون زخمش رنگ خون و بوى آن ، بوى مشك و عبير مىدهد . « 3 » جمعى از صحابه ، كشتههاى خود را به مدينه انتقال دادند ؛ اما پيامبر دستور داد ، آنان را به همان جايى كه بودهاند ، بازآورند و بدون غسل و پس از در آوردن ساز و برگ جنگى از تن
--> ( 1 ) - زاد المعاد / ابن هشام . ( 2 ) - ابن هشام . ( 3 ) - همان .